علوم سوم راهنمايي به قلم دانش آموزان

توضيحات تكميلي به همراه نمونه سئوال براي هر فصل كتاب درسي علوم سوم راهنمايي

مطالبي در رابطه با فصل 13 انسان و محيط زيست

منابع طبيعي افزايش جمعيت، ميزان تقاضا را براي منابع طبيعي بالا مي برد و هر محيطي كه منشأ اين منابع است، تأثير مي گذارد. منابع طبيعي مواد خام مورد نياز انسان هاست. گروه اول بطور عمده از جانداران تشكيل شده و قابل جايگزيني است. مثل محصولات دامي،‌درختان ، نخ و پشم ، گروه دوم موادي هستند كه در صورت تمام شدن يا قابل جبران نيستند يا زمان لازم براي جايگزيني آنها به قدري طولاني است كه عملاً تجديد شدني محسوب نمي شوند. مثل : سوخت هاي فسيلي (نفت‌، گاز طبيعي،‌زغال سنگ) و معادن فلزات.
تأثير انسان بر محيط خود بسيار وسيع است. آلودگي هوا، آلودگي آب، افزايش زباله ، نابودي گياهان و جانوران و نيز تخريب لايه ي اوزون مثال هايي از نتيجه ي فعاليت هاي انسان است. كه باعث آسيب طبيعت گرديده است.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:58  توسط نصرآبادي  | 

محیط زیست

محیط زیست (زیست بوم) به همه محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی جریان دارد گفته می‌شود.[۱] مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل می‌دهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثیر می‌گذارند.[۲]

عقب‌نشینی و آب‌شدن یخچال طبیعی در رشته‌کوه‌های آلپ(وضعیت در سال‌های ۲۰۰۲، ۱۹۹۱ و ۱۹۷۹) بر اثر گرم شدن زمین.

حفاظت محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از هشت هدف توسعه هزاره و یکی از سه پایهٔ توسعهٔ پایدار شناخته می‌شود.[۳]



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 19:59  توسط نصرآبادي  | 

گرده افشانی

گرده افشانی عبارت است از انتقال دانه گرده از پرچمها به کلاله. چنانچه پرچمها و کلاله در یک گل واقع شده باشند اصطلاحا خود گرده افشانی (Self pollination) نامیده می‌شود. وقتی که آنها در گلهای مختلف مخصوصا در گیاهان مجزا از هم بوده باشند اصطلاحا دگر گرده افشانی (Cross pollination) نامیده می‌شود. نتیجه مهم گرده افشانی ، بالا بردن شانس ایجاد تنوع در مواد ژنتیکی فرزندان است. در دگر گرده افشانی حقیقی ، کروموزومها ، اختلاطی تازه را از کروموزومهای دو والد دریافت می‌کنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:30  توسط آراسته  | 

ماهیچه صاف

ماهیچه صاف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
ماهیچه صاف

ماهیچه‌های صاف شامل ماهیچه‌های خودکار دیواره رگ‌ها روده و معده می‌شوند و حدود ۱۰٪ از بدن را تشکیل می‌دهند. فیبرهای ماهیچه صاف بیشتر ۲ تا ۵ میکرومتر قطر داشته و تنها ۲۰ تا ۵۰۰ میکرومتر درازا دارد در حالی که فیبرهای ماهیچه‌های اسکلتی قطری تا ۲۰ برابر آنها داشته و درازایشان تا چندین هزار برابر می‌رسد. بسیاری از اصول انقباضی درباره ماهیچه صاف و ماهیچه اسکلتی یکسان است. اما نیروهای جاذبه‌ای میان فیلامان‌های میوزین و اکتین که در ماهیچه صاف کاملا متفاوت است.

این ماهیچه‌ها شکل دوکی دارند و غیر ارادی عمل می‌کنند. سلول‌های بافت ماهیچه‌های صاف بدون انشعاب هستند و یک هسته دارند. این نوع ماهیچه به طور آهسته منقبض می‌شود ولی انقباض خود را مدت بیش تری نگاه می‌دارد. ماهیچه‌های صاف در انسان فقط در بخش‌های داخلی بدن دیده می‌شوند؛ به جز کیسه بیضه در مردان.[۱]


محتویات

[نهفتن]

گونه‌های ماهیچه صاف

ماهیچه صاف هر اندام با ماهیچه صاف بیشتر اندام‌های از چندین نظر تفاوت مشخص دارد. ابعاد فیزیکی، سازمان بندی به گونه دسته‌ها یا صفحه‌ها، پاسخ به گونه‌های گوناگون تحریک‌ها مشخصات حس‌گیری و دیگر با این وجود به خاطر سادگی، ماهیچه‌های صاف را به گونه کلی به دو دسته بزرگ می‌توان بخش کرد.

  • ماهیچه صاف چند واحدی

اینگونه ماهیچه صاف از فیبرهای ماهیچه‌ای صاف مجزا پایه ریزی شده‌است. هر فیبر به گونه کاملا مستقل از فیبرهای دیگر عمل می‌کند و بیشتر مانند فیبرهای ماهیچه‌ای اسکلتی از یک انتهای عصبی واحد عصب گیری می‌کند. افزون بر آن سطوح بیگانه این فیبرها مانند فیبرهای ماهیچه‌های اسکلتی از یک لایهٔ نازک ماده همانند غشا یا مخلوطی از فیبریل‌های کلاژن و گلیکوپروتئین پوشیده می‌شوند که به عایق‌بندی فیبرهای جداگانه از یکدیگر کمک می‌کند. مهمترین ویژگی فیبرهای ماهیچه صاف چند واحدی آن است که هر فیبر می‌تواند به گونه مستقل از فیبرهای دیگر منقبض شود و مهار آنها نیز به گونه بزرگ بدست سیگنال‌های عصبی به انجام می‌رسد. این موضوع برعکس ماهیچه تک واحدی است که در آن مهار بر دوش محرک‌های غیر عصبی است. یک ویژگی اضافی آن این است این ماهیچه‌ها گاهی انقباض‌های خود به خودی نشان می‌دهند. برخی از نمونه‌های ماهیچه صاف چند واحدی که در بدن یافت می‌شوند بر این پایه‌اند فیبرهای ماهیچه‌ای صاف ماهیچه مژگانی چشم، عنبیه چشم، پلک سوم که چشم را در برخی از جانوران پست می‌پوشاند و ماهیچه‌ها راست‌کننده که مایه سیخ شدن موها بر اثر تحریک عصبی سمپاتیک می‌شوند.

  • ماهیچه صاف تک واحدی

واژه تک واحدی گمراه کننده‌است زیرا به معنی فیبرهای ماهیچه‌ای واحد نیست بلکه به معنی توده کلی از صدها یا میلیونها فیبر ماهیچه‌ای است که با یکدیگر به گونه یک واحد منقبض می‌شوند. فیبرها بیشتر با یکدیگر جمع شده و به گونه صفحات یا دستجاتی در می‌آیند و غشای سلولی آنها در نقاط انبوهی به یکدیگر می‌چسبند به گونه‌ای که نیرویی که در یک فیبر ماهیچه‌ای فرآوری می‌شود، می‌تواند به فیبرهای پس از آن منتقل شود. افزون بر آن غشاهای سلولی بدست محلهای تماس شکافی انبوهی، به یکدیگر ملحق می‌شوند که از راه آنها یونها می‌توانند به آزادی از یک سلول به سلول پس از آن بروند.


به گونه‌ای که پتانسیل‌های عمل یا جریان یونی ساده می‌توانند از یک فیبر به فیبر پس از آن سیر کرده و مایه شوند که فیبرهای ماهیچه‌ای همگی با یکدیگر منقبض شوند. اینگونه ماهیچه صاف همچنین به چرایی اتصالات دو طرفه در میان فیبرها ماهیچه صاف سن سی تیال نامیده می‌شود. چون اینگونه ماهیچه در پوسته بیشتر احشا بدن دربرگیرنده روده، مجاری صفراوی، رحم و بسیاری از رگهای خون یافت می‌شود پس، ماهیچه صاف احشایی نیز نامیده می‌شود.


روند انقباضی در ماهیچه صاف

ماهیچه صاف دارای هم فیلامان‌های اکتین و هم فیلامانهای میوزین است و مشخصات شیمیایی آنها همانند مشخصات شیمیایی فیلامان‌های اکتین و میوزین ماهیچه اسکلتی است. ماهیچه صاف تروپونین که برای مهار انقباض ماهیچه اسکلتی بایسته‌است، ندارد. پس، مکانیسم مهار انقباض در آن کاملا متفاوت است. اختلافات عمده‌ای در سازمان‌بندی فیزیکی ماهیچه صاف و ماهیچه اسکلتی و نیز اختلافاتی در دیگر جنبه‌های عمل ماهیچه صاف از قبیل انقباض، مهار روند انقباضی بدست یونهای کلسیم، مدت انقباض و مقدار انرژی مورد نیاز برای روند انقباضی هست. ماهیچه صاف دارای همان ترتیب قرار گرفتن فیلامانهای اکتین و میوزین همانند ماهیچه اسکلتی نیست.

در فیبر ماهیچه صاف شمار فراوانی فیلامانهای اکتین دیده می‌شود که به اجسام متراکم Dense Bodies چسبیده‌اند. شماری از این اجسام به نوبه خود به غشای سلول می‌چسبند در حالی که بقیه آنها در سراسر سارکوپلاسم پراکنده‌اند. ولی بدست داربستی از پروتئین‌های ساختمانی که یک جسم متراکم را به جسم پس از آن متصل می‌کنند در جای خود به گونه ثابت نگاه داشته می‌شوند. برخی از اجسام متراکم غشای سلولهای مجاور نیز بدست پلهای پروتئینی میان سلولی به یکدیگر چسبانده شده‌اند. به گونه بزرگ از راه این پیوندهاست که نیروی انقباضی از یک سلول به سلول پس از آن انتقال داده می‌شود.

در لابلای فیلامان‌های انبوه اکتین در فیبر ماهیچه‌ای شماری فیلامان‌های میوزین قرار گرفته‌اند. این فیلامان‌ها قطری بیش از دو برابر قطر فیلامان‌های اکتین دارند. در دوره عکس میکروسکوپ الکترونی، انسان بیشتر شمار فیلامانهای اکتین را نزدیک ۱۵ برابر شمار فیلامانهای میوزین می‌یابد. بخشی از این اختلاف از این حقیقت ناشی می‌شود که نسبت درازای فیلامان اکتین به درازای فیلامان میوزین در ماهیچه صاف بسیار بزرگتر از ماهیچه اسکلتی است. بنابراین احتمال دیدن فیلامان‌های اکتین بیش از اندازه افزایش می‌یابد.

با این وجود انسان تحت کارایی کم بودن فیلامان‌های میوزین در برابر فیلامان‌های اکتین قرار می‌گیرد. واحدهای انقباضی ماهیچه صاف بدین سان است که شمار فراوانی از فیلامانهای اکتین به روی یک فیلامان میوزین واحد که در نقطه میان میان اجسام متراکم واقع شده‌است قرار می‌گیرند. این واحد انقباضی همانند واحد انقباضی ماهیچه اسکلتی ولی بدون نظم و ترتیب ساختمان ماهیچه اسکلتی است. به راستی اجسام متراکم ماهیچه صاف همان نقش صفحات Z را در ماهیچه اسکلتی بازی می‌کنند.


تفاوت انقباض ماهیچه صاف با انقباض ماهیچه اسکلتی

اگر چه بیشتر ماهیچه‌ها اسکلتی با شتاب منقبض می‌شوند ولی بیشتر انقباضات ماهیچه صاف از نوع تونیک طولانی است که گاهی ساعتها یا حتی روزها درازای می‌کشد. بنابراین باید انتظار داشت که هم مشخصات فیزیکی و هم مشخصات شیمیایی ماهیچه صاف در سنجش با ماهیچه اسکلتی متفاوت باشند. ماهیچه اسکلتی منحصرا بدست دستگاه عصبی پرکار می‌شود ولی ماهیچه صاف می‌تواند بدست گونه‌های انبوهی از سیگنال‌ها وادار به انقباض شود. بدست سیگنالهای عصبی، تحریک هورمونی و کشش ماهیچه و به چند روش دیگر که به چرایی وجود رسپتورهای پروتئینی بیشتری است که در غشای ماهیچه صاف هست.

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 21:58  توسط قندريزان  | 

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی یا سیستم عصبی یا سامانهٔ عصبی (Nervous System) در بدن جانوران به هماهنگی فعالیت‌های ماهیچه‌ها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، و ایجاد و توقّف ورودی‌های مربوط به حواس مختلف را باعث می‌شود. وظیفه کنترل اعمال بدن بر عهدهٔ دو سامانهٔ عصبی و غده‌ای درونی می‌باشد، که از این میان، سامانهٔ عصبی، از یاخته‌های عصبی و یاخته‌های کمکی تشکیل شده‌است.

به این ترتیب دستگاه عصبی، با ساختار و کار ویژه‌ای که دارد، در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال سلول‌ها و اندام‌های مختلف بدن تمایز و تکامل یافته‌است. خواص ویژهٔ آن عبارت اند از تأثیرپذیری نسبت به محرک‌های خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطهٔ دستگاه به نقطهٔ دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به یک واحد دیگر

وظیفه دستگاه عصبی

سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. این فعالیت‌های عصبی به طور کلی در دو جهت انجام می‌گیرند: تنظیم فعالیت‌های درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار می‌کنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق می‌افتد که بدن از راه نورون‌ها، گلیا و سیناپس‌ها به گردآوری اطلاعات و داده‌ها می‌پردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپس‌هایی پایه ریزی می‌گردد که سلول‌ها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل می‌کنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است . روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها می‌باشد .

رشته‌های عصبی آوران محرک‌های عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت می‌کنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و فقط درمغز صورت می‌پذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمان‌های عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و اندامها هدایت می‌شوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته می‌شود. سلول‌های گلیا داخل بافت عصبی یافت می‌شوند و قابل تحریک نیستند.

دستگاه عصبی مرکزی

 

دستگاه عصبی مرکزی با از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شده‌است. مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت می‌شود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهره‌ها حمایت می‌شود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶].

دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری (Gray and White Matter) تشکیل یافته‌است. ماده خاکستری حاوی سلول‌های عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است.

مغز

مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل می‌شود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل می‌شود را بنام ساقه مغز (Brain Stem) می‌شناسند و قسمت جلویی مغز را جلومغز (پروزانسفالون) (Prosencephalon) می‌نامند[۶].

در رویان ۵ هفته‌ای جلومغز از دو قسمت تشکیل شده‌است: تلانسفال (Telencephalon) و دیانسفال(Diencephalon). تلانسفال که نیمکره‌های مغزی را می‌سازد و دیانسفال که چشم‌ها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را می‌سازد[۷].

ساقه مغز از دو تشکیل شده‌است: مزانسفالون (Mesencephalon) یا مغز میانی و رومبانسفالون (Rhombencephalon) یا مغز خلفی.

 

رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شده‌است: متانسفالون (Metencephalon) که در آینده پل مغز (Pons) و مخچه (Cerebellum) از آن منشا می‌گیرد و میلانسفالون (Myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (Medulla oblongata) را می‌سازد[۷].

  • وزن مغز: وزن مغز در انسان‌ها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم می‌باشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری می‌باشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم می‌باشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود می‌رسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن (age-related atrophy) کاهش می‌یابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶].

 

نخاع


  • نخاع درون ستون مهره‌ها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل می‌کند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیام‌های عصبی به ماهیچه‌ها، مرکز برخی از انعکاس‌های بدن است. انعکاس (Reflex)، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچه‌ها در پاسخ به محرک‌هاست.

۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشه‌های پشتی محتوی نورون‌های حسی‌اند که اطلاعات را از گیرنده‌های حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال می‌دهند. ریشه‌های شکمی محتوی نورون‌های حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچه‌ها و غده‌ها منتقل می‌کنند.

در برش عرضی نخاع دو بخش دیده می‌شود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل جسم سلولی نورون‌هاست، و بخشی از جنس مادهٔ سفید که محتوی آکسون و دندریت نورون‌هاست و بخش خاکستری را دربر گرفته‌است. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورون‌های رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون‌ها با یک‌دیگر می‌شوند.[

محافظت از دستگاه عصبی مرکزی

 

دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت می‌شود. نخستین عامل، استخوان‌های جمجمه و ستون مهره‌ها هستند که جعبه‌ای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود می‌آورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پرده‌ای سه‌لایه‌ای به نام مننژ می‌پوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سخت‌شامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرم‌شامه است که دارای مویرگ‌های خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه می‌کند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرم‌شامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی پر شده‌است و نقش ضربه‌گیر را دارد.

هم‌چنین، سلول‌های پوششی دیوارهٔ مویرگ‌های مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافت‌ها دیده می‌شود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول‌های مغز نقشی ندارند و نیز میکروب‌ها معمولاً نمی‌توانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظت‌کننده سد خونی-مغزی می‌گویند[۱].نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلول‌های غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده می‌شوند حمایت می‌شوند[۸] .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:13  توسط سورگي  | 

غدد درون ریز

مقدمه

غده‌های ترشحی درون ریز ترشحات خود را به درون جریان خون می‌ریزند، به همین دلیل به نام غده‌های بدون مجرا شناخته شده‌اند. همه غده‌های ترشحی درون ریز فعالیت خود را در اثر تحریکات خارجی ، نظیر هورمونهای مترشحه از غده هیپوفیز با ایجاد تغییراتی در ترکیبات خون انجام می‌دهند. ترشحات این غده‌ها با فعالیت غده‌های تولید مثل ، شیردهی غده پستانی ، تخمک گذاری ، فعال نگه داشتن حجم زرد ، ایجاد FSH ، بارداری ، زایمان ، تنظیم آب و نمکهای بدن ، تنظیم آندروژن ، تنظیم فسفر و کلسیم خون سر و کار دارد. این غده‌ها از دستگاههای مهم بدن به شمار می‌روند.

مکانیسم عمل غده‌های درون ریز

غده‌های ترشحی درون ریز از طریق سنتز هورمونهایی با وزن مولکولی کم و آزاد کردن آنها به فضای پیرامون رگهای خونی ، اعمال فیزیولوژیکی بدن را تنظیم و هماهنگ می‌کنند. هورمونها پس از عبور از رگها ، بر روی سلولهای هدف که با محل آزاد شدن هورمون فاصله دارند اثر می‌گذارند. اکثر هورمونها مانند پروتئینها که در چربی نامحلول‌اند و در نتیجه نمی‌توانند از پلاسمالمای سلولهای هدف عبور کنند با تاثیر بر مولکولهای گیرنده‌های غشایی ، آدنیل سیکلاز را فعال می‌کنند این آنزیم غلظت درون سلولی CAMP را افزایش می‌دهد.

CAMP با فسفریل‌دار کردن از پلاسمالما عبور کرده و مستقیما بر سلول هدف تاثیر می‌کنند. هورمونهای دیگر مانند اپی‌نفرین به نسبت نوع گیرنده موجود تحریک شده، بر روی پلاسمالمای ماهیچه و عصب اثر می‌گذارند و چون این سلولها می‌توانند بوسیله گیرنده‌های گوناگون به طرق مختلف به یک هورمون واکنش دهند بنابراین یک هورمون مشخص می‌تواند باعث ایجاد واکنش در یک نوع سلول خاص یا واکنشهای مختلف در انواع مختلف در انواع مختلف سلول شده است. غده‌های ترشحی درون ریز بدون مجرا هستند و بطور کامل به دستگاه گردش خون وابسته‌اند.

غده هیپوفیز

هیپوفیز غده‌ای بسیار فعال است و در گسترده وسیعی هورمونهای مختلف را تولید می‌کند. چون فعالیت ترشحی دیگر غده‌های بدن را تنظیم می‌کند به نام فرمانده غده‌ها خوانده می‌شود. هر چند که کار غده هیپوفیز توسط هورمونهای هیپوتالاموس کنترل می‌شود. هیپوفیز دارای دو ناحیه اصلی از دو منشا مختلف است: ناحیه آدنوهیپوفیز که از اکتودرم دهانی در جنین منشا می‌گیرد و دارای بخشهایی مانند بخش لوله‌ای ، لوب پیشین و بخش میانی است. و نوروهیپوفیز که منشا اکتودرم عصبی در جنین است و شامل ساقه عصبی (ساقه قیفی) ، برآمدگی میانی لوب پسین است.

هورمونهای غده هیپوفیز

  • هورمون رشد: هورمون رشد پروتئین ساده‌ای است که رشد بدن را از طریق افزایش سنتز پروتئین در انواع سلولها تحریک می‌کند. در کودکی کمبود آن باعث کوتولگی می‌شود. و تولید زیاد آن باعث آکرومگالی می‌شود که با بزرگ شدن استخوانهای پهن مانند دست و پا و جمجمه صورت می‌گیرد.

  • پرولاکتین: پروتئینی ساده‌ای است که ترشحات حبابهای غده پستانی را تحریک می‌کند و باعث رشد این غده می‌شود. پرولاکتین در زنان شیرده بیشتر ترشح می‌شود.

  • ACTH: پلی‌پپتیدی است که هیپرتروفی طبقه رشته‌ای و شبکه غده فوق کلیوی و آزاد شدن گلوکوکورتیکوئید را تحریک می‌کند.

  • TSH: گلیکوپروتئینی است که ترشح هورمون تیروئید را تحریک می‌کند.

  • FSH: نوعی گلیکوپروتئین است که رشد فولیکولهای اولیه را در جنس ماده و اسپرماتوژنز را در جنس نر آغاز می‌کند.

  • LH: نوعی گلیکوپروتئین است که بر روی سلولهای بینابینی غده‌های تناسلی نر اثر می‌گذارد و باعث تولید تستوسترون از آنها می‌شود. و در زن باعث تولید استروژن و تخمگذاری می‌شود و باعث تشکیل جسم زرد پس از تخمک گذاری می‌شود و هر دو گنادوتروپین مذکور توسط سلولهای گنادوتروپ ساخته می‌شوند.

غده تیروئید

تیروئید فولیکولهایی دارد که سلولهای پوششی آن دو هورمون تیروکسین و تری‌یدوتیروئین ترشح می‌کنند. هورمونهای تیروئید در بدن بخشهای مهمی دارند از جمله آنکه متابولیسم اکسیدایتو (اکسایشی) را افزایش می‌دهد در نتیجه میزان متابولیسم پایه‌ای را بالا می‌برند این عمل اثر زیادی بر کبد و ماهیچه‌های مخطط و ماهیچه قلب دارد.

در حالی که مغز ، غده‌های تناسلی و ماهیچه صاف واکنشی نسبت به آن نشان نمی‌دهند. در تنظیم دمای بدن دخالت دارند، یعنی چربی را به گرما تبدیل می‌کند. باعث بلوغ بافتی می‌شوند، بر روی تکوین اعصاب ماهیچه و اسکلت بدن و دستگاه تولید مثل اثر می‌گذارند. فقدان هورمونهای تیروئید به هنگام رشد و نمو جنین باعث عدم رشد این سیستمها می‌شود.

غده پاراتیروئید

پاراتیروئید از سومین و چهارمین کیسه حلقی منشا می‌گیرد. در واقع پاراتیروئید به صورت چهار غده بسیار کوچک در درون کپسول تیروئید قرار دارند. پاراتیروئید دارای کپسول اختصاصی است که به درون رفته و آن را به لوبولهای ناقص تقسیم می‌کنند. هورمون پاراتیروئید در اثر کاهش کلسیم خون آزاد می‌شود. میزان طبیعی کلسیم را با خارج کردن کلسیم از استخوان و افزایش آن حفظ می‌کند.

افزایش کلسیم خون باعث ایجاد اختلالاتی در سیستم هدایت قلب و ذخیره کلسیم در کلیه می‌شود و در نتیجه کلیه از کار می‌افتد. ویتامین D قابلیت جذب کلسیم از روده را بالا می‌برد. فعالیتهای ترشحی سلولهای پارافولیکولی و سلولهای پاراتیروئید به میزان کلسیم خون بستگی کامل دارد و هیچ یک مستقیما بوسیله غده هیپوفیز کنترل نمی‌شوند.

غده فوق کلیوی

این غده در درون بافت چربی پیرامون کلیه ، روی قطب میانی- سری کلیه‌ها قرار دارد. در اصل دو غده درون ریز در درون یک کپسول پیوندی جای دارند یک قشر بیرونی و یک مغز درونی. قشر غده فوق کلیوی سه ناحیه محتدالمرکز دارد: ناحیه حلقوی بیرونی ، ناحیه نازک میانی که از دستجات سلولهای استوانه‌ای و هرمی تشکیل یافته و به شکل رشته‌ای قرار می‌گیرند و درونی‌ترین ناحیه که شبکه طنابهای سلولی را می‌سازد و روی مغز غده قرار دارد.

قشر غده فوق کلیوی 3 نوع هورمون ترشح می‌کند. هورمون مینرا کورتیکوئید ، آلدسترون و دئوکسی کورتیکوسترون. سلولهای کرومافینی مغز فوق کلیوی سلولهای اپی‌‌تلیال نامنظم‌اند این نام به دلیل واکنش سلولهای مذکور به بیکرومات پتاسیم و اکسید شدن کاته کولامینها به آنها داده شده است. دو نوع سلول کرومافینی شناخته شده که یکی اپی‌نفرین و دیگری نوراپی‌نفرین را تولید می‌کند.

اپی‌فیز

در طی مراحل تکامل ، اپی‌تالاموس به عنوان چشم و حس کننده گرما بوده است. در پستانداران اپی تالاموس همان اپی‌فیز یا جسم صنوبری است که فعالیت ترشحی آن بوسیله گرمای نور که در اعصاب چشم منعکس می‌شود صورت می‌گیرد. اپی‌فیز موادی مانند ملاتونین تولید می‌کند. در دوزیستان ملاتونین سفید رنگی تولید می‌کند ولی در پستانداران چنین نیست. اپی‌فیز انسان بر فعالیت ترشح ریتمی بعضی از غده‌های ترشحی ، به تناسب طول مدت این گونه تاثیرات اغلب ممکن است بر اثر تاثیر ملاتونین بر هیپوتالاموس صورت بگیرد. اپی‌فیز با ساختاری ساده کار مهم کنترل رشد غده‌های تناسلی را بر عهده دارد.

لوزوالمعده

لوزوالمعده دو کار مهم انجام می دهد. تهیه و آزاد کردن آنزیمهای گوارشی (برون ریز) و تهیه و آزاد کردن هورمونهایی که بر روی متابولیسم کربوهیدراتها اثر می‌گذارند (درون ریز). این دو عمل بوسیله دو ساختار بافتی مجزا در لوزوالمعده صورت می‌گیرد. سلولهای درون ریز به شکل خوشه مدوری به نام جزایر لانگراهانس است که در بین حبابهای برون ریز و مجاری آن پراکنده‌اند. در مجاورت هر سلول ، مویرگ قرار دارد تا هورمون ترشح شده مستقیما به داخل خون جریان یابد. چندین سلول در جزایر لانگرهانس وجود دارد. سلولهای آلفا که گاسترین و گلوکاگون و سلولهای بتا که انسولین ترشح می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 20:33  توسط آقاابراهيمي  | 

درس نوجوانی و بلوغ

درس نوجوانی و بلوغ که امروز به پایان رسید و فصل بعدی یعنی تولید مثل آغاز شد.

************

رشد:

زيست شناسان رشد را به معناي بزرگ شدن بخش ها تشكيل دهنده يك موجود زنده يا تشكيل بخش هاي جديد مشابه آنچه قبلا وجود داشته است مي دانند. رشد در موجودات زنده به دو صورت افزايش تعداد سلول ها و افزايش برگشت ناپذير اندازه سلول صورت مي گيرد.

رشد در طي زندگي جاندار ادامه دارد اما نتيجه آن هموراه ساختاري كارآمد، جوان و زنده نيست در پيكر جاندار در حال رشد، همواره ماده سازي و تخريب هر دو انجام مي شود وقتي ماده سازي بر تخريب برتري داشته باشد اندازه جاندار بزرگتر مي شود وقتي تخريب بر ماده سازي برتري داشته باشد پيري فرا مي رسد.

 

 

بلوغ:

بلوغ به مجموعه اي از تغييرات بدني و روحي كه بين دوران كودكي و نوجواني پيش مي آيد و تا جواني ادامه مي يابد بلوغ مي گويند در دوران نوجواني و بلوغ دخترها و پسرها يك دوره ي سريع رشد بدني را تجربه مي كنند.

اين تغييرات در دخترها يك یا دو سال زودتر از پسرها شروع مي شود.

در دخترها تغييرات سريع از 11 الي 12 سالگي و در بيشتر پسرها از 13 الي 14 سالگي آغاز مي گردد.

 

انواع بلوغ:

 1- جنسي

 2- جسمي

 3- رواني

 4- اقتصادي و اجتماعي

 5- شرعي

 

1- بلوغ جسمي: منظور از بلوغ جسمي، رشد و تكامل اعضاي بدن است كه طي آن رشد استخوان و ساير اندام ها به مرز نهايي خود مي رسد.

2- بلوغ جنسي: شايع ترين نشانه هاي بلوغ در اين مرحله ظاهر مي شود، علائم بلوغ جنسي، ظهور صفات ثانويه جنسي است.

3- بلوغ رواني: نوعي تكامل روحي است كه قدرت تشخيص مسائل و مصالح زندگي را به انسان مي بخشد، در اين حالت فرد، قبول مسئوليت هاي اجتماعي قدرت رويارويي با مشكلات پيچيده پيدا مي كند.

4- بلوغ اقتصادي: هنگامي كه فرد از نظر تامين معاش و اداره ي مستقل اقتصادي بتواند برخود متكي باشد از نظر اقتصادي بالغ شده است.

5- بلوغ شرعي: فقه شيعه سن بلوغ را براي پسران 15 سال قمري و براي دختران 9 سال قمري در نظر گرفته است. در ميان اهل تسنن متفاوت است. در اين زمان نوجوان به وظايف ديني و اخلاقي خود عمل خواهد نمود.

 

تغييرات عاطفي:

در دوران بلوغ تغييرات عاطفي و رواني زيادي در نوجوان به وجود مي آيد و لازم است نوجوانان از خود مراقبت بيشتري به عمل آورند.

 

در اين دوران حساسيت ها، به خود گرفتن ها و زود رنجي ها بيشتر از ساير دوران ها در نوجوان تاثير  ايجاد مي كنند در اين دوران نوجوانان براي ايمني خاطر نياز دارند كه:

1) قابل ارزش باشند

2) در تصميم گيري ها شركت كنند

 

عواطف در رفتارها:

عكس العمل هاي عاطفي يا رفتار ناشي از عواطف، عكس العملهايي است كه در اثر پيدايش انگيزه به وجود مي آيند مهمترين عواطف شامل شد، دوام و تاثيرات داخلي است.

عواطف تحت تاثير تربيت قرار دارند اما در طول عمر دوام دارند، عواطف شديد مي توانند در دستگاه هاي مختلف مانند تنفس، گردش خون، هورمون ها، ماهيچه ها تغييرات زيادي ايجاد كنند.

 

ايمني خاطر:

منظور از ايمني خاطر، فارغ بودن از نگراني ها و ترس هاي بي مورد و زندگي كردن به آرامي و خوشي است و زماني شخص داراي ايمني خاطر است كه بر نيروهايي دروني او را آزار مي دهند پيروز شود.

مثلا يك نوجوان ساعت ها وقت خود را جلو آينه سپري مي كند تا مبادا در نظر ديگران زشت جلوه نكند، براي اغلب انسانها ايمني خاطر چيزي بيشتر از خوراك و مسكن است.

 

انسان موجودي است كه در اين دوران به ارزشمند بودن, پيشرفت، تصميم گيري، دوست داشتن خلاقيت اهميت بيشتري مي دهد، بنابراين نيازهاي عاطفي خود را با آثار مختلف مانند، نقاشي، نوآوري هنري و علمي، تدوين آثار ادبي، كار دستي، ....... بروز مي دهد و در نهايت دوست دارد كه خودش باشد و خود تصميم بگيرد.

 

واكنش هاي دفاعي (Defenisve Reaction):

برخي از افراد با استفاده از روش هايي به نام واكنش دفاعي با افكار مقابله مي كنند كه گاهي اين واكنش ها مفيد و گاهي مضرند واكنش دفاعي اكتسابي هستند و طبيعي محسوب مي شوند، و افراد از آن به عنوان محافظي در برابر اضطراب و تشويش شديد براي جلوگيري از خدشه دار شدن شخصيت انساني به كار مي رود. 

 

انواع واكنش هاي دفاعي:

1) بازگشت: گاهي افراد براي فرار از مسئوليت و يا مشكلات فرار روي خود آرزوی كودك بودن مي كند.

2) خيال بافي: گاهي شخص به عالم رويا و خيال فرو مي رود و شكست هاي خود را با خيال و اوهام جبران مي كند.

3) جابجايي، جايگزيني: گاهي واقعيت، ناخوشايندي براي نوجوان (فرد) رخ مي دهد او مي كوشد مسئوليت آن را به گردن ديگري بيندازد و براي آنها مقصر پيدا كند، در اين شرايط هدفي كه شانس بيشتري دارد جايگزين مي گردد.

4) جبران نقص: گاهي نوجوان(فرد) با پنهان كردن واقعيت، خود را عكس آنچه هست نشان مي دهد، مثلا بعضي اشخاص در شرايطي خود را شخص شجاع يا مودب نشان مي دهند كه اين ويژگي ها را ندارند اين نوع واكنش جبران نقص نام دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 20:27  توسط آقاابراهيمي  | 

خلاصه ی مطالب درس دهم

 

 برای مشاهده ی خلاصه ی مطالب درس دهم بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 17:20  توسط سورگي  | 

پوکی استخوان

پوكي استخوان چيست؟پوكي استخوان يا استئوپروز، عبارت از حالتيست كه در اثر تخريب بافت استخواني، توده‏اي استخوان كاهش يافته سرانجام به شكستگي استخوان منجر مي‏شود (تعداد و اندازه‏ي تيغه‏هاي استخواني بافت استخواني كاهش مي‏يابد).
توده‏ي استخواني هر فرد معمولاً در 30 تا 35 سالگي به بيشترين حد خود مي‏رسد. پس از اين سن، كم شدن توده استخوان به صورت يك روند طبيعي آغاز مي‏شود. در واقع با افزايش سن، مقدار استخواني كه تخريب مي‏شود، بيشتر از مقداري است 
كه ساخته مي‏شود. اگر بتوانيم ساختمان داخلي بافت استخواني را با ميكروسكوپ ببينيم، در حالت طبيعي، شبيه كندوي عسل است كه با تخريب بافت استخواني در اين كندو اندازه‏ي فضاهاي خالي بزرگتر مي‏شود و به عبارتي پوك‏تر مي‏شود. بدين ترتيب، استخوانها نازك و شكننده مي‏شوند، به حدي كه به راحتي و حتي به خودي خود مي‏شكنند.(مخصوصاً در ناحيه سر استخوان ران كه در گودي استخوان لگن جا دارد، ستون مهره‏ها و مچ دست). زمان يائسگي عامل خطر ديگري براي پوكياستخوان است، بطوريكه بعضي، عملاً پوكي استخوان را فقط بيماري دوران يائسگي مي‏دانند. هنگام يائسگي، مقدار هورمون (استروژن) در بدن زنان خيلي كم مي‏شود. پايين آمدن اين هورمون در خون، از دست دادن (استحكام) استخوان و پوكي آن را سبب مي‏شود. پوكي استخوان، بيماري خاموش نيز ناميده مي‏شود، زيرا ممكن است شما متوجه هيچ علامتي نشويد. طي سالها ممكن است استخوانهايتان را از دست بدهيد، اما ندانيد كه پوكي استخوان داريد، تا زمانيكه ناگهان يكي از استخوانهايتان بشكند. بعضي مواقع، وجود برخي از بيماريها مثل پركاري تيروئيد، كم كاري غدد جنسي، آرتريت روماتوئيد، يا مصرف بعضي از داروها مثل كورتن و لووتيروكسين باعث كم شدن قدرت استخوانها و در نتيجه پوكي آنها مي‏شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 16:15  توسط نصرآبادي  | 

زرد پی

محققان دریافته‌اند درد در ناحیه زردپی آشیل می‌تواند یک نشانه زمینه ارثی افزایش کلسترول خون باشد.

بالا بودن کلسترول خون خطر بروز بیماری قلبی را افزایش می‌دهد.


 کشف ارتباط درد در زردپی آشیل با اختلال ‪(heterozygous
familial hypercholesterolemia) HeFH‬ می‌تواند به تشخیص زودهنگام این
بیماری بینجامد.


دکتر پل دارینگتون از درمانگاه منچستر رویال می‌گوید ‪
HeFH‬شایع‌ترین اختلال ژنتیکی در اروپا است. در آمریکا از هر ‪ ۵۰۰‬تن یک
به این اختلال دچار است.


این اختلال ناشی از جهش در ژنی است که خروج کلسترول از جریان
خون را کنترل می‌کند. میزان کلسترول از زمان تولد دو برابر می‌شود و در
صورت عدم درمان به بیماری عروق کرونر قلب در اوایل عمر می‌انجامد. تشخیص
زودهنگام و درمان این بیماری بسیار مهم است.


یک ویژگی ‪ HeFH‬این است که کلسترول نه فقط در سرخرگ‌ها بلکه
در قسمتهای خاصی از زردپی‌ها هم رسوب می‌کند. رسوب کلسترول به تورم و
التهاب دردناک زردپی آشیل می‌انجامد.


محققان میزان بروز درد در زردپی آشیل را قبل از تشخیص اختلال ‪
HeFH‬در ‪ ۱۳۳‬بیمار تعیین کردند و با یک گروه شاهد شامل ‪ ۸۷‬تن مقایسه
نمودند.


‪ ۶۲‬درصد مبتلایان به اختلال ‪ HeFH‬دستکم یک دوره درد در یکی
یا هر دو زردپی آشیل پا داشته‌اند که بیشتر از سه روز طول کشیده است. این
میزان در بین گروه شاهد فقط ‪ ۶‬درصد بود.


درد در زردپی آشیل که دستکم سه روز طول بکشد در مبتلایان به اختلال ‪ ۶/۷۵ ، HeFH‬برابر سایر افراد است.


بیماران مبتلا به این اختلال سالها پیش از تشخیص کلسترول بالای خون برای درمان درد زردپی آشیل به پزشک مراجعه کرده بودند.


این محقق به تمام کسانی که به علت درد در زردپی آشیل به پزشک مراجعه می‌کنند توصیه کرد از نظر میزان کلسترول خون نیز ارزیابی شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 17:13  توسط قاسمي اوّل  | 

6 خوراكی و نوشیدنی كه موجب پوكی استخوان میشوند...

6 خوراكی و نوشیدنی كه موجب پوكی استخوان میشوند

   اين مواد عبارتند از:

1-نمك : در بافت های استخوانی كلرور سدیم جایگزین كلسیم شده آنرا آزاد میكند.به ازاء دریافت هر 2300 میلیگرم نمك استخوان ها  40میلیگرم كلسیم از دست میدهند.

6 Foods That Weaken Bones // Salt (© Lew Robertson/Flirt/CORBIS)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 16:11  توسط سلطان پور دبيرعلوم مدرسه   | 

سال نو مبارك...

http://img.funportal.ir/norooz-90-postal-1.jpg

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار                     

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی دانش آموزان عزيز،تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینمایم...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 8:19  توسط سلطان پور دبيرعلوم مدرسه   | 

فصل 10

انسان و حركت

 

در بين جانوران برخي ساكن و برخي متحرك اند جانوراني كه ساكن هستند اغلب در دريا زندگي مي كنند. جانوران ساكن هم اندام هاي حركتي دارند اين اندام ها همانند تاژه، مژك و بازو موجب موجب حركت     مي شوند.

حرکت لازمه ي زنده بودن موجود زنده است زيرا موجود با حركت كردن مي تواند نيازهايش را تامين كند.

 

انسان نيز حركت مي كند. حركت انسان توسط نيروي ماهيچه ها به كمك استخوان صورت مي گيرد. به عبارت ديگر استخوان ها اهرم هایی هستند كه با نيروي ماهيچه حركت مي كنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 20:9  توسط نصرآبادي  | 

استخوان و بیماری های آن


استخوانها:

استخوان یک ماده دینامیکی بوده که به طور مداوم در حال جذب وساخت بافت استخوانی است وتوانایی رشد وترمیم وشکل گیری جدیدرا دارد .استخوانها  انواع گوناگونی دارند که هرکدام کارمعینی را انجام می دهند .از جمله کارهایی که استخوانهای بدن یک انسان بالغ می تواند انجام دهدعبارتند از:

              - حرکت

              - حفظ اعضای مهم حیاتی

              -ذخیره املاح مورد نیاز بدن

              -ایجاد حرارت

              -خونسازی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 20:1  توسط نصرآبادي  | 

علل درد زانو


آرتریت روماتوئید زانو:
زانوها جزء شایعترین مفاصلی هستند که در آرتریت رو ماتوئید درگیر میشوند.این بیماری اغلب منجر به ناتوانی دائمی شدید میگردد. اغلب هر دو زانو بطور همزمان و همراه با سایر مفاصل درگیر میشود. زانو های درگیر دردناک هستند, گاهی متورم و در لمس گرمتر از سایر نقاط پوست هستند. پای پرانتزی یا خم شدن دائمی ممکن است رخ بدهد. حرکات زانو مختل است
و اعمال فشار منجر به احساس درد میشود. التهاب ایجاد شده, پس از گذشت ماه ها و یا سالها فروکش میکند ولی زانوی بیمار بندرت به وضعیت طبیعی خود برمیگردد.سطوح مفصلی معمولا آسیب میبینند و زودتر از مفاصل طبیعی فرسوده میشوند. بنابر این در مراحل انتهائی بیماری احتمال اضافه شدن آرتروز به آرتریت روماتوئید وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:58  توسط نصرآبادي  | 

غضروف

a

غضروف (Cartilage) یکی از بافتهای پیوندی اختصاصی است. غضروف قدرت نگهداری و انعطاف دارد. تحمل فشار آن زیاد است. غضروف برای ساخته شدناستخوان لازم است. حالت نیمه جامد دارد، نه به روانی خون و نه به سختی استخوان.

اطلاعات اولیه

غضروف از مزانشیم منشا می‌گیرد. ابتدا کندروبلاستها شکل می‌گیرند. سپس ناحیه پیش غضروفی ساخته می‌شود. کندروبلاستها به اندازه کافی ماده زمینه‌ای ایجاد می‌کنند که انها را احاطه می‌کند. از این بعد ، "کندروسیت" نامیده می‌شوند. در بدن ، بافت غضروف اعمال مختلفی را انجام می‌دهد. مدلی برای ساختن استخوان است، یک سطح لغزنده مثلا برای حرکت کردن استخوانها در محل مفصلها ایجاد می‌کند، به عنوان بافت محافظ درونی است مثلا در لاله گوش، در ساختار حنجره شرکت دارد و در باز و بسته شدن آن دخیل است. در قلب به عنوان اسکلت عمل کرده و اتصال دریچه‌های قلب را ایجاد می‌کند.



تصویر
برش عرضی بافت غضروف




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:51  توسط نصرآبادي  | 

بافت استخوانی

مقدمه

استخوان یکی از سخت‌ترین انواع بافت پیوندی است. سختی آن بیشتر به یک ماده پلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش کلسیم آن را نرم می‌کند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم می‌شوند و سختی استخوان را از بین می‌برند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینه‌ای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینه‌ای به دو صورت بی‌شکل و شکل‌دار وجود دارد. 

ساختار استخوان



تصویر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:50  توسط نصرآبادي  | 

استخوان

استخوان

نگاره‌ای از استخوان ران انسان

اُستُخوان جسم جامدی‌است که تشکیل‌دهندهٔ اسکلت انسان و حیوان می‌باشد. استخوان به ریخت‌های گوناگون در بخش‌های اندام جای‌گرفته‌است. بخش بیرونی استخوان سفت و سخت و پدیدآمده از مواد آلیمانند کلاژن و املاح معدنی چون فسفات کلسیم و کربنات کلسیم می‌باشد.

۱. استخوانهای دراز : استخوان دراز، از یک تنه تقریبا استوانه‌ای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شده‌اند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر می‌گیرد.انواع استخوان

۲


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:43  توسط نصرآبادي  | 

استخوان بندی (اسکلت)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:24  توسط سورگي  | 

مفصل

مفصل

به طور کلی محل اتصال دو استخوان به یکدیگر را مفصل می نامند. شاید به نظر شما مفصل قسمت چندان مهمی از بدن انسان نباشد، ولی اصول علمی بسیار دقیقی در آن رعایت شده است. اگر یک قهرمان وزنه برداری می تواند دویست کیلوگرم وزنه را روی دستش نگه دارد و هشت تکه استخوان مچ دست او از هم جدا نشود، به دلیل ارتباط محکم این استخوانها در سطوح مفصلی است، و اگر فوتبالیستی با سرعت روی پاهای خود می دود و در حین دویدن با پا محکم به توپ ضربه می زند و استخوانهایش از هم جدا نمی شوند، علتش وضعیت عالی مفصلهای پا است. اکنون به شگفتیهای ساختمان مفصل توجه کنید:
مفصلها انواع مختلف دارند، اما به طور کلی می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول مفصلهایی که حرکت زیاد دارند، یعنی دو استخوان می توانند در محل اتصال تحرک زیادی داشته باشند، مانند: مفصل آرنج، زانو،مچ دستها، و پاها، دسته دوم مفصلهایی که استخوانهای جمجمه، و پا حرکت بسیار مختصری دارند، مانند: مفصلهای بین مهره ها، ساختمان این دو نوع مفصل با یکدیگر فرق دارد که در اینجا، هر کدام را به طور جداگانه شرح می دهیم.




 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:21  توسط سورگي  | 

دانستنی ها درباره غضروف...

غضروف

اطلاعات اولیه

غضروف از مزانشیم منشا می‌گیرد. ابتدا کندروبلاستها شکل می‌گیرند. سپس ناحیه پیش غضروفی ساخته می‌شود. کندروبلاستها به اندازه کافی ماده زمینه‌ای ایجاد می‌کنند که انها را احاطه می‌کند. از این بعد ، "کندروسیت" نامیده می‌شوند. در بدن ، بافت غضروف اعمال مختلفی را انجام می‌دهد. مدلی برای ساختن استخوان است، یک سطح لغزنده مثلا برای حرکت کردن استخوانها در محل مفصلها ایجاد می‌کند، به عنوان بافت محافظ درونی است مثلا در لاله گوش ، در ساختار حنجره شرکت دارد و در باز و بسته شدن آن دخیل است. در قلب به عنوان اسکلت عمل کرده و اتصال دریچه‌های قلب را ایجاد می‌کند.

سه فاکتور در مطالعه این بافت در نظر گرفته می‌شود.

 

   1. ماتریکس یا ماده زمینه

   2. سلولهای تشکیل دهنده

   3. فیبرها یا رشته‌های تشکیل دهنده

 

ساختارغضروف

نظیر بافتهای پیوندی ، غضروف از سلولهایی به نام کندروسیت و ماتریکس ساخته شده است.

کندروسیت

این سلول کروی و دارای هسته پررنگی است، کندروسیتها دارای مقدار زیادی گلیکوزآمینوگلیکان و کلاژن II هستند. ماده زمینه بوسیله این سلولها ، ساخته می‌شود. کندروسیتها در رنگ آمیزی معمولی ، اسیدوفیل هستند. مطالعه کندروسیتها با میکروسکوپ الکترونی ، نشان می‌دهد که این سلولها دارای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار گسترده ، دستگاه گلژی توسعه یافته و گرانولهای ترشحی حاوی مواد ماتریکسی هستند. این خصوصیات نشان می‌دهد که سنتز ماتریکس بوسیله کندروسیتها نیز ادامه می‌یابد.

 

با توجه به ماهیت نیمه جامد ماتریکس غضروف ، هر سلول غضروفی در درون حفره کوچکی مرسوم به لاکونا قرار دارد که در برخی منابع آن را کپسول نیز نامیده‌اند. در غضروف زنده ، سلول غضروفی ، لاکونا را بطور کامل اشغال می‌کند ولی در مقاطع بافتی آماده شده برای مطالعه میکروسکوپی ، به علت چروکیده شدن سلولها ، قسمتی از لاکونا ، ظاهر می‌گردد. در اطراف غضروف پری‌کندریوم وجود دارد. پری‌کندریوم شامل کلاژن I ، فیبروبلاست و سلولهای مزانشیمی تمایز نیافته است. عروق و اعصاب تا پری‌کندریوم نفوذ می‌کنند و غذا از طریق انتشار به سلولها می‌رسد.

برای اطلاعات کامل تر به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:12  توسط سورگي  | 

دانستنی ها درباره ماهيچه...


 
ماهیچه
اعضایی که در بدن ایجاد حرکت می کنند، ماهیچه نام دارند. حرکت یکی از کارهای مهم بدن است که با همکاری استخوانها و ماهیچه ها انجام می شود. ماهیچه ها به استخوانها می چسبند، به علت خاصیت انقباض و انبساط خود می توانند مفاصل را خم و راست کنند و باعث حرکت استخوانها شوند. به این ترتیب انسان می تواند تمام و یا قسمتی از بدن خود را حرکت دهد؛ یعنی کارهایی مثل ایستادن، نشستن، راه رفتن و غیره را انجام دهد.
سه نوع ماهیچه وجود دارد: ماهیچه مخطط که باعث حرکت استخوانها و در نتیجه حرکت بدن می شود و همچنین ایجاد وضعیتهای مختلف در بدن مثل حالت ایستاده، نشسته و خوابیده و دیگری ایجاد حرارت.
ماهیچه قلب، که فقط یکی است و با حرکات مخصوص مانند تلمبه کار می کند و خون را در رگها به جریان می اندازد؛ و بالاخره ماهیچه صاف که درجدار معده، روده ها، رگها، و غیره قرار دارد و باعث حرکات مخصوص آنها می شود.

ساختمان ماهیچه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:7  توسط سورگي  | 

فصل دهم...انسان و حركت

برای مشاهده ی خلاصه ی مطالب فصل دهم به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 19:0  توسط سورگي  | 

خلاصه ی مطالب فصل هشتم

برای مشاهده ی خلاصه ی مطالب فصل هشتم به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:59  توسط سورگي  | 

فصل نهم(جريان الكتريكي)

برای مشاهده ی خلاصه ی مطالب فصل نهم به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 18:59  توسط سورگي  | 

پوکی استخوان

پوکی استخوان                                                                                                                یا استئوپورز که بیماری خاموش نیز نامیده می‌شود، به وضعیتی گفته می‌شود که تراکم بافت‌های استخوانی کمتر می‌شود.در شرایط طبیعی استخوان همیشه در حال ساخت و تخریب است اما در پوکی استخوان تخریب بیشتر از ساخت می‌شود.در واقع در پوکی استخوان بافت‌های استخوانی از لحاظ کمیت تغییر می‌کنند و کیفیت آنها تغییری نمی‌کند.در این شرایط استخوان به راحتی و حتی بر اثر وزن شخص خودبه‌خودی شکسته می‌شود که این شکستگی‌ها بیشتر در قسمت‌های مچ دست ٬ ران و مهره‌ها بروز می‌کند.

 علل بیماری

این بیماری در دوران یائسگی زنان بسیار شایع است زیرا در این دوران استروژن بسیار در بدن زنان کم می‌شود.همچنین کمبود مواد معدنی مانند کلسیم ٬ پروتئین و ویتامین دی و مصرف بیش از اندازه کافئین و استعمال دخانیات مانند سیگار باعث پوکی استخوان می‌شود.در شرایط کمبود مواد معدنی در رژیم غذایی، بدن این کمبود را از بافت‌های استخوانی می‌گیرد و این کار در طول زمان باعث فقر استخوان‌ها از لحاظ مواد معدنی و در نتیجه پوکی استخوان می‌گردد.همچنین با بالا رفتن سن تخریب بافت استخوانی بیش از ساخت آن می‌شود و با گذشت زمان و در دوران کهنسالی این عارضه بروز می‌کند.برخی از بیماری‌ها مثل پرکاری تیروئید، کم کاری غدد جنسی، آرتریت روماتوئید ٬ بیماری کوشینگ و دیابت و مصرف برخی داروها مثل کورتن و لووتیروکسین ٬فورزماید، هپارین ٬فنیتوئین نیز در طول زمان باعث پوکی استخوان می‌گردند.عوامل دیگری نیز مثل کم تحرکی یا کمبود وزن بیش از ۱۰٪ نسبت به وزن دوران جوانی یا بی‌ام‌آی کمتر از ۱۹ ٬عوامل وراثتی و اعتیاد به الکل باعث پوکی استخوان هستند.

 علایم                                                                    پوکی استخوان به خودی خود علائم خاصی نداردپیامد اصلی آن افزایش خطر شکستگی استخوان است. شکستگی‌های ناشی ازاستئوپروز، شکستگی‌های هستند که به طور معمول در آن موقعیت‌ها در افراد سالم شکستگی استخوان رخ نمی‌دهد.که این شکستگی‌ها به عنوان شکستگی ناشی از شکنندگی در نظر گرفته می‌شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:32  توسط قاسمي اوّل  | 

تغییرات میدان مغناطیسی زمین

تغییرات میدان مغناطیسی زمین

شدت میدان مغناطیسی زمین در تمام نقاط یکنواخت نیست و حتی در یک نقطه نیز متغیر است .این تغییرات شامل زوایای میل و انحراف مغناطیسی نیز است .

این تغییرات را می توان به چهار دسته عمده ی زیر تقسیم کرد:

1-    تغییرات با زمان تناوب طولانی:در زمانهای طولانی معادل با دوران زمین شناسی صورت می گیرد که از آن جمله تغییر مکان قطبهای مغناطیسی و حتی معکوس شدن آنها را نیزمی توان ذکرکرد.

2-       تغییرات قرنی: دوره تناوب این تغییرات در حدود صد سال است و شامل تغییر در شدت میدان و محل زوایای انحراف و میل مغناطیسی می باشد.

3-       تغییرات روزانه: ممکن است در یک روز در یک مکان شدت میدان متغیر شود که عامل این دسته تغییرات را میتوان در تغییرات خورشید جستجو کرد.

4-       تغییرات ناگهانی:تقریبٱ هر 27 روز یکبار صورت می گیرد که  توفان های مغناطیسی از جمله این تغییرات محسوب می شوند.

لازم به ذکر است که میدان مغناطیسی زمین در حال ضعیف شدن است و از یک ثبات دائمی برخوردار نیست.بررسی های پژوهشگران نشان داده است که تقریبٱ هر 750 هزار سال یک بار ٬محل قطب های شمال و جنوب زمین وارونه می شود.علت این پدیده وﺗﺃثیرات آن بر آب و هوای کره زمین و زندگی موجودات زنده مشخص نیست.

نقش حفاظتی میدان مغناطیسی زمین

 میدان مغناطیسی زمین بر جریانهای الکتریکی خارجی در جو زمین اثر گذاشته و به این ترتیب در برابر توفانهای خورشیدی و تشعشعات زیان آورذرات الکتریکی و پرتوهای کیهانی نقش حفاظ را بازی می کند.میدان مغناطیسی زمین همانند پوست پیاز کره خاکی را در بر گرفته است. توفانهای خورشیدی آن را مورد حمله قرار داده و موجب بروز توفانهای الکتریکی در آن می گردند. این توفانها نیز بر روی سیستم های الکتریکی زمین اثر می گذارند٬اگر توفان حاصل از این ذرات پرانرژی به میدان مغناطیسی زمین برسند٬شدت جریانهای الکتریکی آنچنان زیاد خواهد بود که قادرند تمام فیوزهای سیستم های الکتریکی را از کار بیندازند.میدان مغناطیسی زمین نقش حفاظتی خود را با به دام انداختن این ذرات و پرتوهای کیهانی ایفا می کند.

شفق قطبی

هنگامی که ذرات پر انرژی حاصل از توفانهای خورشیدی در دام میدان مغناطیسی زمین گرفتار می شوند ٬ در مسیر حرکت خود در جو زمین با مولکولهای هوا برخورد می کنند و چون حامل انرژی زیاد هستند آنها را یونیزه می کنند٬ این امر سبب تولید ذرات جدید و پرتوهای گاما می شود. نقاط درخشانی را که در قطب مشاهده می کنیم٬ به آن کمربند تشعشعی یا کمربند وان آلن گفته می شود. به این پدیده شفق قطبی می گویند.

 

 

پدیده شفق قطبی در امریکا در ماه مه ۲۰۰۵

02-  شفق قطبي در Wisconsin امريکا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 16:17  توسط سورگي  | 

میدان مغناطیسی زمین

 

میدان مغناطیسی زمین

از حدود 400 سال پیش مردم می دانستند که اگر یک تکه آهنربا را به وسیله تکه ای نخ از یک نقطه در  در نزدیک سطح زمین آویزان کنیم در راستای شمال وجنوب زمین قرار می گیرد.

زمین شناسان پس از گذشت زمان کوتاهی پی بردندکه کره زمین خاصیت آهنربایی داردو ازمدتها پیش قطب نماها٬ یعنی وسایلی که بر اساس استفاده از میدان مغناطیسی زمین برای سمت گیری نسبت به چهار جهت اصلی به کار گرفته می شدند.

برای اولین باردر سال 1600 میلادی ویلیام گیلبرت پی به وجود میدان مغناطیسی زمین برد. وی نشان داد که اگر میله آهنی را در راستای شمال و جنوب قرار دهیم و بر روی آن بکوبیم آن میله آهنربا خواهد شد.وی همچنین برای اثبات وجود میدان  مغناطیسی زمین یک آهنربا را درون کره ای قرار داد و نام آن  زمین کوچک گذاشت ٬ گذاشت سپس یک قطب نما را بر روی آن حرکت داد که مشاهده نمود اگر قطب نما به موازات سطح این زمین کوچک قرار گیرد ٬جهت عقربه ی مغناطیسی همواره ثابت است. که این مسئله نشاندهنده آن است که عقربه مغناطیسی تحت ﺗﺃ ثیرمیدان مغناطیسی درون کره است.گیلبرت از این آزمایش نتیجه گرفت که در واقع کره زمین مانند یک آهنربای قوی عمل می کند.بنا بر این میتوان فهمید در اطراف زمین میدان مغناطیسی وجود دارد که دارای دو قطب شمال و جنوب می باشد. مغناطیس کره٬ محیط مغناطیسی کره زمین است.

 

کاربردهای میدان مغناطیسی زمین

این واقعیت مهم که زمین میدان مغناطیسی ایجاد می کند برای مقاصد علمی و عملی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که چند مورد آن در زیر شرح داده شده اند:

1-      از زمانهای قدیم استفاده از قطب نما  برای جهت یابی در دریانوردی و هواپیما یی متداول بوده است.

2- زمین شناسان از میدان مغناطیسی زمین جهت اکتشاف ذخایر طبیعی آهن در سطح زمین  بهره می گیرند.

3- از میدان مغناطیسی زمین نیز در مقاصد نظامی استفاده می شود از جمله در ساخت مینهای مغناطیسی که در عمق زیر سطح آب کاشته می شوند و با عبور کشتی از بالای آب منفجر می شوند.

قطب های مغناطیسی زمین

 چنانچه در هر نقطه در اطراف زمین یک عقربه ی مغناطیسی قرار دهیم ٬ این عقربه پس از چند نوسان در راستای شمال و جنوب زمین قرار می گیرد به طوری که قطب N عقربه به سمت شمال جغرافیایی و قطب S آن به سمت جنوب جغرافیایی ثابت می شود. هر گاه به کمک عقربه ی مغناطیسی به طرف قطب شمال یا جنوب برویم  به قطب شمال و جنوب واقعی نمی رسیم ٬ علت آن است که قطب شمال و جنوب جغرافیایی و مغناطیسی زمین ٬ با هم یکی نیست ٬ یعنی اینکه قطب شمال مغناطیسی زمین ٬ درست روی قطب شمال جغرافیایی زمین قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافیایی و مغناطیسی زمین را توسط خط فرضی به نام محور به هم وصل کنیم ٬ بین دو محور مغناطیسی و محور جغرافیایی زمین زاویه ای ساخته می شود که به آن زاویه انحراف می گویند.

محور مغناطیسی زمین یعنی خط مستقیمی که از هر دو قطب مغناطیسی می گذرد ٬ از مرکز زمین نمی گذرد و از اینرو قطر زمین محسوب نمی شود.

کره ی زمین مانند یک آهنربای قوی عمل می کند که قطب N آن در جنوب جغرافیایی (که می تواند قطب  S آهنربا ها را به سمت خود منحرف کند) و قطب S آهنربای درون زمین در شمال جغرفیایی قرار دارد(که می تواند قطب N آهنربا را به سمت خود منحرف سازد).

هم اکنون قطب شمال مغناطیسی کره زمین در شمال کانادا قرار دارد.

محور مغناطیسی عقربه های مغناطیسی در مکان های مختلف استوا تا قطب نسبت به سطح افقی تغییر کرده و زاویه ای با سطح افق می سازد. این زاویه را میل مغناطیسی  می گویند.مقدار این زاویه در جهت یابی هواپیما یی و کشتیرانی نقش بسیار مهمی دارد.

مقدار زاویه میل مغناطیسی از استوا تا قطبها ی زمین افزایش می یابد.

در تدارک پرواز به سمت قطب شمال ٬ بیشترین توجه سمت گیری هواپیما در نزدیکی قطب مبذول می شود زیرا قطب های مغناطیسی معمولی در این فاصله به کلی از کار باز می ما نند و در عمل بدون استفاده هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 16:15  توسط سورگي  | 

مطالب قدیمی‌تر